تبليغاتX
وبلاگ پایگاه مقاومت بسیج فاطمه الزهرا

وبلاگ پایگاه مقاومت بسیج فاطمه الزهرا

این وبلاگ برای تمامی بسیجیان در تمامی ردهای سنی تهیه شده است

رابطه متقابل ولايت فقيه و مردم

 بدون ترديد، مردم براى سامان دادن به شوون مادى و معنوى خودبه رهبر شايسته نياز دارند، و سامان يافتن جامعه بستگى كامل‏به روابط محكم و حسنه بين مردم و رهبر دارد، در اسلام از اين‏دو به «امام و ماموم‏» تعبير مى‏شود كه يكى پيشرو و ديگرى‏پيرو، يكى ريشه و ديگرى درخت آن ريشه است، بايد بين اين دورابطه محكم برقرار باشد، و آن درخت از آن ريشه دائما تغذيه‏گردد، وگرنه با قطع درخت از ريشه، درخت نابود خواهد شد.

در بينش تشيع، ولى فقيه جانشين امام است، و هنگامى ولى‏فقيه‏مى‏تواند جامعه را به سوى تكامل همه جانبه سوق دهد كه ازپشتيبانى محكم مردمى برخوردار باشد، و رابطه او با امت‏به‏قدرى استوار باشد كه به پيوند معنوى عميق، و رابطه عارفانه وعاشقانه تبديل شود. اطاعت محكم و عميق از رهبر، نشانه چنين‏پيوندى است كه بدون آن، ولايت فقيه برقرار نمى‏شود، و حكومت اودر مقام اجرا و توسعه در ابعاد گوناگون، درمانده خواهد شد.
اين مساله در زندگى پيامبر اسلام (ص) و امامان معصوم (ع) ازمسايل اصلى بود، هرجا كه رابطه متقابل بين آن‏ها و امت محكم‏واستوار بود، به اهداف خود مى‏رسيدند، وگرنه در ظاهر شكست‏مى‏خوردند. در اين زمينه ايمان، عشق و شناخت نقش اساسى را دراستحكام اين پيوند دارد. برهمين اساس خداوند در قرآن‏مى‏فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا اطيعواالله واطيعواالرسول واولى الامر منكم; اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد اطاعت كنيد خدارا و اطاعت كنيد پيامبر خدا و صاحب امر (امامان و نايبان‏آن‏ها) را. »
مساله پيوند و ارتباط آگاهانه و در عمل، در مساله امام وماموم و از مهم‏ترين بحث‏هاى ولايت فقيه است، براى توضيح لازم‏است تاريخ اسلام را ورق بزنيم، و با ارائه نمونه‏هاى عينى به‏اهميت و ارزش آن واقف گرديم، با اين اشاره نظر شما را به‏مطالب زير، كه هر كدام بيان كننده نقش مهم پيوند مردم و رهبردر پيشبرد اهداف است جلب مى‏كنيم:
  

پيوند مردم و رهبر در عصر پيامبر(ص)


پيامبر اكرم (ص) در مكه به سبب نداشتن يار و ياور، مجبور به‏هجرت كه نوعى تبعيد بود گرديد، ابوطالب پدر بزرگوار على (عصميمانه با كمال ايثار از آن حضرت حمايت مى‏كرد، وقتى كه ازدنيا رفت جبرئيل، امين وحى خدا نزد پيامبر (ص) آمد و گفت:
«اخرج منها فقد مات ناصرك; از مكه بيرون برو كه ياور تو ازدنيا رفت.»
ولى بيعت قبلى گروهى از مردم مدينه با پيامبر(ص) موجب شد كه‏پيامبر(ص) به سوى مدينه هجرت كرد، و مردم مدينه با شور و شوق‏فراوان از آن حضرت استقبال كردند، به گونه‏اى كه هر طايفه‏اى ازآن حضرت دعوت مى‏كرد كه به محله و خانه آن‏ها قدم نهد و مهمان‏آن‏ها باشد، پيامبر (ص) در پاسخ مى‏فرمود: «خلوا سبيلها فانهاماموره ; سر راه شتر را آزاد بگذاريد كه او مامور است، هر جاكه زانو به زمين زد، من همان جا پياده مى‏شوم.» سرانجام دركنار خانه ابو ايوب انصارى زانو زد، پيامبر(ص) در همان جاپياده شد و ميهمان ابو ايوب انصارى كه از نيك مردان ومسلمانان شايسته بود گرديد.
پيامبر (ص) در همان آغاز ورود به مدينه حكومت اسلامى را برپانمود، روز به روز بر تعداد مسلمانان افزوده شد و هم زمان باافزايش ياران و پيوند محكم آنان با پيامبر (ص) بر رونق حكومت‏اسلامى مى‏افزود، و با پيشرفت‏سريع به راه خود ادامه مى‏داد.
ارتباط و پيوند تنگاتنگ و عميق مسلمانان با پيامبر (ص) و علاقه‏پيامبر (ص) به مسلمانان و رهنمودهاى پر مهر آن حضرت، عامل‏اصلى براى برقرارى حكومت‏بود، در اين جا براى اين كه اين‏رابطه عميق را به روشنى دريابيد، نظر شما را به چند فراز ازعشق و علاقه مردم به پيامبر(ص) در ماجراى جنگ احد كه در سال‏سوم هجرت رخ داد جلب مى‏كنيم:

قرعه كشى براى كشته شدن


در آستانه جنگ احد پيرمرد زنده دلى، به نام خيثمه به حضورپيامبر (ص) آمد و چنين گفت: «... من متاسفم كه در جنگ بدرشركت نكردم، علتش اين بود كه من و پسرم، بسيار علاقه‏مند بوديم‏كه در جنگ بدر شركت كنيم، از همديگر پيشى مى‏گرفتيم، من به‏پسرم گفتم: «تو جوانى و آرزوهاى زياد دارى، مى‏توانى نيروى‏جوانى خود را در راهى مصرف كنى كه راه رضاى خداوند باشد، ولى‏من پيرمردم و عمرم به آخر رسيده، اجازه بده كه من در جنگ بدرشركت كنم، پسرم اصرار ورزيد كه من شركت مى‏كنم، سرانجام قرعه‏كشى نموديم. قرعه به نام او اصابت كرد. او در جنگ شركت نموده‏و به شهادت رسيد، من ديشب او را درخواب ديدم كه در باغ‏هاى‏بهشت قدم مى‏زند، با كمال محبت‏به من گفت: «پدرجان! من درانتظار تو هستم.» اى پيامبر خدا! محاسن من سفيد شده، استخوان‏هايم ناتوان گشته، مشتاق ديدار پسرم هستم و لقاى خدا را دوست‏دارم، استدعا مى‏كنم از درگاه خداوند بخواه تا مرا به مقام‏شهادت برساند.»
پيامبر (ص) براى او دعا كرد، او در جنگ احد شركت نموده و به‏شهادت رسيد.

شهادت مخيرق كليمى


طبق نقل واقدى «مخيرق‏» از دانشمندان يهود بود. در روز شنبه‏كه جنگ احد رخ داد، مخيرق به يهوديان گفت:
سوگند به خدا شما مى‏دانيد كه محمد (ص) پيامبر است، بر شماسزاوار است كه او را يارى كنيد. آن‏ها گفتند: واى برتو، امروزشنبه (روز تعطيل و روز عبادت ما) است. مخيرق گفت: اكنون‏شنبه‏اى در كار نيست، سپس اسلحه خود را برداشت و به سوى ميدان‏احد شتافت و در ركاب پيامبر (ص) با دشمن جنگيد تا به شهادت‏رسيد، رسول خدا (ص) فرمود: «مخيرق برترين فرد يهود است.»
جالب اين كه مخيرق، هنگام خروج از مدينه چنين وصيت كرد: اگراز دنيا رفتم، همه اموال من از آن محمد (ص) است، در هر جا كه‏او اجازه داد مصرف شود، و اين اموال جزء صدقات آن حضرت باشد ودر مخارج عمومى مصرف كند.
شايعه كشته شدن پيامبر (ص) و عكس العمل مسلمانان در برابر آن‏در جنگ احد، پيامبر اسلام (ص) سخت مجروح شد، يكى از ضاربان كه‏پيامبر(ص) را مجروح كرده بود، فرياد زد محمد(ص) را كشتم، همين‏موضوع موجب شايعه گرديد و بين مسلمين و مردم مدينه شايع شد كه‏پيامبر (ص) كشته شده است، شور و غوغايى به پا شد، نگرانى شديدهمه جا را فراگرفت، پيوند مسلمين با پيامبر (ص) به قدرى‏صميمانه و پرمحبت و عاشقانه بود كه حاضر بودند فرزندان وبستگانشان كشته شده باشند، ولى به پيامبر (ص) كوچك‏ترين آسيبى‏نرسيده باشد، در اين زمينه به چند نمونه زير توجه كنيد:
زنى از طايفه بنى نجار، از مدينه به سوى احد بيرون آمد. پدر وشوهر و برادر او در جنگ احد به شهادت رسيده بودند. در راه به‏يكى از مسلمانان گفت: از رسول خدا (ص) چه خبر؟ آيا زنده است؟
او پاسخ داد:
آرى. زن گفت: آيا مى‏توانم به محضرش برسم؟ او گفت: آرى.
مسلمانان راه باز كردند، آن زن به حضور پيامبر (ص) رسيد تاچشمش به آن حضرت خورد با نشاطى پرشور گفت: «كل مصيبه جلل‏بعدك يا رسول الله; هر رنج و مصيبتى بعد از تو اى رسول خدا،كوچك و ناچيز است.» اين را گفت و به خانه‏اش بازگشت.
سعد بن ربيع، يكى از رزمندگان مخلص بود كه در جنگ احد آن چنان‏مجروح شد كه در ميدان بر روى خاك افتاد و بسيارى گمان كردندكه كشته شده است.
پس از جنگ، پيامبر(ص) جوياى حال او شد، يكى از اصحاب به نام‏ابى بن كعب گفت: من مى‏روم و از او خبر مى‏آورم، ابى به ميدان‏آمد و در ميان اجساد كشته شدگان به تكاپو پرداخت ناگاه چشمش‏به سعد افتاد، صدا زد: اى سعد، او جواب نداد.
ابى دريافت كه هنوز سعد رمقى دارد و زنده است، نزديك او شد وگفت: «اى سعد! پيامبر (ص) جوياى حال تو است.» سعد كه‏مى‏پنداشت پيامبر (ص) كشته شده است، با شنيدن اين سخن جان‏تازه‏اى گرفت و همچون جوجه‏اى كه از تخم بيرون مى‏جهد تكانى خوردو پرسيد: آيا پيامبر (ص) زنده است؟
ابى گفت: آرى، سوگند به خدا هم اكنون پيامبر(ص) به من خبر دادكه دوازده نفر نيزه دار از دشمنان دور تو را گرفته بودند، سعدگفت: «حمد و سپاس خدا را كه پيامبر (ص) زنده است، آرى‏پيامبر(ص) راست مى‏گويد دوازده نفر نيزه دار به من نيزه زدندكه هر كدام براى كشتنم كافى بود. سلام مرا به پيامبر(ص) برسان،و از طرف من به انصار بگو، مبادا پيمانى را كه در عقبه باپيامبر(ص) بستيد، بشكنيد و فراموش كنيد، سوگند به خدا تا چشم‏شما باز و يك نفر از شما زنده است، اگر خارى به پاى پيامبر(ص) برود، در پيشگاه خدا معذور نيستيد.» سپس آهى كشيد و به‏شهادت رسيد، ابى مى‏گويد: به حضور پيامبر (ص) آمدم و پيام‏شهادت سعد را به آن حضرت خبر دادم، فرمود: «خدا سعد را رحمت‏كند. او تا زنده بود، ما را يارى كرد، و هنگام مرگش سفارش مارا نمود.»
يكى از زنان مسلمان به نام هند، به ميدان احد آمد و جسد مطهرشوهر و برادر و پسرش را كه به شهادت رسيده بودند يافت، آن‏هارا بر شتر بار نمود تا به مدينه آورد، در راه بعضى از بانوان‏مى‏پرسيدند:
اى هند چه خبر؟
او در پاسخ مى‏گفت:
«خبرهاى خوشى دارم، يكى اين كه پيامبر (ص) زنده است، و بازنده بودن او هر مصيبتى كوچك است، و ديگر اين كه خداوند كسانى‏از مردان ما را به افتخار شهادت نايل گردانيد، ديگر اين كه‏خداوند دشمنان را با ناكامى (بى آن كه به هدف برسند)
بازگردانيد.»
يكى از رزمندگان جنگ احد مى‏گويد:
پس از جنگ از ميدان بازمى‏گشتم در راه زن جوانى از انصار راديدم كه شتابان به سوى ميدان حركت مى‏كرد، او را شناختم كه پدرو شوهر و برادرش شهيد شده بودند و او خبر نداشت، تا به من‏رسيد گفت: «از پيامبر(ص) چه خبر؟»
گفتم: اى خواهر، شوهر شما كشته شده است. زن انصارى تكان ملايمى‏خورد و پس از لحظه‏اى گفت: «از پيامبر (ص) چه خبر؟» گفتم: اى‏خواهر، برادر شما كشته شده است. زن ناراحت‏شد، ولى انديشه‏پيامبر (ص) چنان او را كلافه كرده بود كه از فكر پدر و برادرمنصرف شد و گفت: از تو مى‏پرسم، از پيامبر (ص) چه خبر؟ آيا آن‏حضرت سالم است؟ باز من خود را به بى‏خبرى زدم و گفتم: «اى‏خواهر! شوهر شما نيز كشته شده است.» زن انصارى اين بار باخشم و گستاخى گفت:
«من نمى‏خواهم بدانم چه كسانى از بستگانم كشته شده‏اند و ياكشته نشده‏اند، خواهشمندم از حال پيامبر (ص) برايم بگو» گفتم:
پيامبر (ص) زنده و سالم است، ناگهان ديدم صورت زن از اين خبرخوشحال كننده برافروخت و با حالى روحانى و پرشور گفت: «پس‏قربانى‏هاى ما به هدر نرفته است!»
اين نمونه‏ها كه در طول تاريخ زندگى پيامبر (ص) به صدها وهزارها مى‏رسد، به طور روشن بيان گر آن است كه پيوند مسلمانان‏با رهبرشان پيامبر، در اوج استحكام و ايثار و عشق بود، و همين‏پيوند نقش موثرى در پيروزى‏هاى پياپى اسلام در عرصه‏هاى مختلف‏داشت.
برخورد مهرانگيز پيامبر(ص) با مسلمانان
از سوى ديگر پيامبر (ص) نيز به مسلمانان لطف و مرحمت و ارتباطصميمانه داشت، و در همه ابعاد زندگى با آن‏ها مى‏جوشيد، وصادقانه و مخلصانه در خدمت آن‏ها بود، به عنوان نمونه:
پيامبر(ص) به قدرى با مسلمانان مهربان بود كه خداوند دو نام‏خود، «رئوف و رحيم‏» (پرمحبت و مهربان) را به او بخشيد، و درقرآن او را چنين معرفى كرد: «لقد جائكم رسول من انفسكم عزيزعليه ما عنتم حريص عليكم بالمومنين رئوف رحيم; همانا رسولى ازخودتان به سوى شما آمد كه رنج‏هاى شما بر او سخت است، و اصراربرهدايت‏شما دارد و با مومنان پرمحبت و مهربان است.»
امام صادق (ع) فرمود: «رسول خدا (ص) اوقات خود را به طورعادلانه بين اصحاب و مسلمانان تقسيم نموده بود. و برهمه آنان‏به طور مساوى مى‏نگريست، او هرگز پايخ خود را نزد اصحابش‏نمى‏گشود، و وقتى كه مردى با او مصافحه مى‏كرد، آن حضرت دستش رانمى‏كشيد تا او بكشد.»
هرگاه پيامبر (ص) در نماز بود، و شخصى نزد او مى‏آمد و مى‏نشست،پيامبر(ص) نمازش را كوتاه به جا مى‏آورد و سپس از او مى‏پرسيد:
چه حاجت دارى؟ وقتى كه او نياز خود را مى‏گفت، پيامبر(ص) آن‏راانجام مى‏داد و سپس به نماز مى‏ايستاد.
جرير بن عبدالله مى‏گويد: از آن هنگامى كه اسلام را پذيرفتم،هيچ گاه بين من و رسول خدا (ص) حجابى نبود، هر قت‏خواستم به‏محضرش رسيدم، هر وقت او را ديدم، خنده بر لب داشت، او بااصحاب خود مانوس بود، با آن‏ها مزاح مى‏كرد، با كودكان آن‏هامهربان بود. آن‏ها را در كنار خود مى‏نشانيد در آغوش مى‏گرفت، ودعوت آزاد و برده و كنيز و فقير را مى‏پذيرفت، و از بيماران دردورترين نقاط مدينه عيادت مى‏كرد، و جنازه‏ها را تشييع مى‏نمود،و معذرت عذر خواهان را مى‏پذيرفت و در خوراك و پوشاك، بابردگان هيچ امتيازى نداشت.
انس بن مالك مى‏گويد: من ده سال در خدمت پيامبر (ص) بودم، اودر اين ده سال حتى اف به من نگفت، از براى آن بزرگوار شربتى‏بود كه با آن افطار مى‏كرد، و غذاى سحرى او بيش‏تر از مقدارى‏شربت نبود. آن شربت مقدارى شير يا مقدارى آب بود كه اندكى نان‏در آب مى‏آميخت و مى‏خورد، شبى آن شربت را براى او آماده كردم،دير به خانه آمد، گمان كردم كه بعضى از اصحاب او را دعوت‏كرده‏اند، آن شربت را خودم خوردم، ساعتى بعد از عشاء آمد، ازيكى از همراهانش پرسيدم: آيا پيامبر(ص) افطار كرده است؟ گفت:نه، آن شب را با اندوه بسيار گذراندم، آن بزرگوار گرسنه‏خوابيد و روز آن شب روزه گرفت، و از من در مورد آن شربت‏سوال‏نكرد، و تاكنون از من در اين مورد سخن نگفته است. هرگاه آن‏حضرت سه روز يكى از مسلمانان را ملاقات نمى‏كرد، جوياى حال اومى‏شد، اگر اطلاع مى‏يافت‏به مسافرت رفته براى سلامتى‏اش دعامى‏كرد، و اگر باخبر مى‏شد كه در وطن است‏به ديدار او مى‏رفت، واگر مطلع مى‏شد كه بيمار است، از او عيادت مى‏نمود. پاهايش رانزد اصحابش دراز نمى‏كرد. آنان را كه بر او وارد مى‏شدند احترام‏مى‏نمود و چه بسا فرش زير پايش را براى آن‏ها پهن مى‏كرد و خودروى خاك مى‏نشست، و تاكيد مى‏كرد كه آن‏ها روى فرش بنشينند، ومسلمانان را با محبوب‏ترين نامشان مى‏خواند، تا آن‏ها را احترام‏كرده باشد.
هيچ‏گاه سخن شخصى را در وسط قطع نمى‏كرد، بلكه صبر مى‏كرد تا سخن‏او تمام شود. روايت‏شده: پيامبر (ص) در سفرى همراه ياران بود،دستور فرمود تا گوسفندى را ذبح كرده و گوشتش را آماده سازند،يكى گفت: ذبح آن با من، ديگرى گفت: پوست كندن آن با من، سومى‏گفت: پختن آن با من. پيامبر (ص) فرمود: جمع كردن هيزم براى‏تهيه آتش با من.
حاضران گفتند: اى رسول خدا! شما زحمت نكشيد، ما اين كار راانجام مى‏دهيم. پيامبر (ص) فرمود: «مى‏دانم كه شما اين كارهارا انجام مى‏دهيد، ولى من دوست ندارم كه در ميان شما امتيازداشته باشم، زيرا خداوند از بنده‏اش نمى‏پسندد كه در ميان‏اصحابش داراى امتياز باشد.»
كوتاه سخن، آن كه هرگاه پيوند امام و امت، متقابل و دو سويه‏باشد، موجب دل گرمى و محبت و رابطه محكم شده و در نتيجه همه‏كارها به خوبى سامان مى‏يابد، و از رخنه و نفوذ دشمن به طورقاطع جلوگيرى خواهد شد.

پيوند مردم با امامان (ع)


در آيينه زندگى امامان معصوم (ع)از حضرت على (ع) تا حضرت امام‏حسن عسكرى (ع) نيز به خوبى روشن است كه هرگاه پيوند و ارتباطمردم با امامان (ع) محكم و تنگاتنگ بوده، امامان (ع)
توانسته‏اند، زمام امور رهبرى را به دست گرفته و به سامان‏برسانند، ولى با كمال تاسف، چنين رابطه‏اى بين مردم و امامان(ع) به ندرت برقرار شد. از اين رو، امامان (ع) نتوانستند به‏اهداف خود برسند، و همه آن‏ها با مظلومانه‏ترين وضع به شهادت‏رسيدند. و به همين دليل امامان (ع) جز على (ع) و امام حسن(ع)، آن هم چند صباحى همه از حكومت فاصله داشتند، ونتوانستند زمام رهبرى مردم را به دست‏بگيرند، امامان (ع) دراين بحران‏ها غالبا به انقلاب فرهنگى و زمينه سازى پرداختند،چرا كه يار و ياور، براى انقلاب عظيم سياسى و سپس تشكيل حكومت‏اسلامى نداشتند. زندگى مظلومانه آن‏ها به خصوص زندگى و شهادت‏جان سوز امام حسين (ع) درس بزرگ عبرت براى همه ما است، كه هم‏اكنون نيز به پا خيزيم، و با برقرارى رابطه نيرومند با حضرت‏مهدى (عج) به مساله ولايت فقيه كه نيابت عام از سوى آن حضرت‏است، ارج نهيم، كه امروز مصداق صحيح «انتظار فرج‏» كه طبق‏روايات بهترين عمل است، در پرتو همين رابطه و پيوند مقدس وخلل‏ناپذير، تحقق مى‏يابد. يكى از شاگردان امام صادق (ع) به نام‏«سدير» از آن حضرت پرسيد: چرا قيام نمى‏كنيد و زمام رهبرى رابه دست نمى‏گيريد؟ آن حضرت او را كنار بزغاله چرانى در بيابان‏كه چند بزغاله مى‏چرانيد برد، و به او فرمود: «والله يا سديرلو كان لى شيعه بعدد هذه الجداء ما وسعنى القعود; اى سدير!
سوگند به خدا اگر شيعيان من به اندازه تعداد اين بزغاله‏هابودند، خانه نشينى برايم روا نبود و قيام مى‏كردم.»
نفوذ مراجع و علما، عامل مهم براى جلوگيرى از استعماردر طول تاريخ در هر عصرى كه مراجع تقليد و علماى بزرگ داراى‏امكانات و يار و ياور بودند، و پيوند مردم با آن‏ها محكم ومسوولانه بود، مراجع و علما مى‏توانستند موجب عزت و سرافرازى‏مسلمانان شوند، و سد محكمى در برابر استعمارگران گردند، شواهددر اين راستا بسيار است، براى روشن شدن موضوع به ذكر چندنمونه مى‏پردازيم:
ناصرالدين شاه قاجار در يكى از سفرهاى خود به اروپا، همراه‏نخست وزير خود، مهمان امپراطور يكى از كشورهاى اروپا شد.
امپراطور خواست قدرت و شوكت نظامى خود را به شاه ايران نشان‏دهد، روزى فرمان داد ارتش كشورش با تمام تجهيزات مدرن دربرابر شاه ايران رژه بروند. در همين حال امپراطور اروپا به‏شاه ايران گفت: «تعداد نفرات ارتش شما در ايران چقدر است؟»
نخست وزير مى‏گويد: من كه در آن جا حاضر بودم، با شنيدن اين‏سوال پريشان شدم، رنگم زرد شده و با خود گفتم: «اگرناصرالدين شاه در جواب سوال امپراطور، حقيقت را بگويد، موقعيت‏نظامى ما به قدرى شرم آور است كه پيش او سرافكنده خواهيم شد،و اگر به دروغ چيزى بگويد، موجب بد نامى و سلب اطمينان خواهدگرديد.» (زيرا كارشناسان نظامى اروپا اطلاع مى‏يابند)ولى ديدم‏ناصرالدين شاه با حفظ اقتدار خود جواب خوبى داد و گفت: «ارتش‏ايران در زمان صلح، ده هزار نفر هستند، ولى در زمان جنگ ده‏ميليون نفر مى‏باشند.»
امپراطور با تعجب پرسيد: چنين چيزى چطور ممكن است؟
ناصرالدين شاه جواب داد: «در زمان صلح، ده هزار نفر براى حفظ‏امنيت داخلى كافى است، ولى در زمان جنگ وقتى كه دولت‏بيگانه‏به ما هجوم آورد ما عالم مذهبى (به نام مرجع تقليد) داريم به‏جهاد و وجوب دفاع عمومى فتوا مى‏دهد، اطاعت از فتواى او بر همه‏واجب مى‏شود، آن گاه همه مردم ما بسيج مى‏شوند و دشمن را از خاك‏خود بيرون مى‏رانند.»
چهره امپراطور اروپا از اين پاسخ دگرگون و زرد شد و همچون‏درماندگان سكوت كرد.
آرى ناصرالدين شاه اين موضوع را به خوبى دريافته بود چنان كه‏در ماجراى هجوم نيروهاى انگليس به كشور عراق، مرحوم آيت الله‏العظمى ميرزا محمد تقى شيرازى، فتواى بسيج عمومى براى دفاع‏داد و در سال 1340 ه.ق قيام عمومى شروع شد، ارتش انگليس‏مفتضحانه عقب نشينى كرده و شكست‏خورد.
نيز نقل شده: مرحوم آيت الله شيخ جعفر شوشترى، يكى از علماى‏وارسته و معروف عصر ناصرالدين شاه، در يكى از سفرها از نجف‏اشرف به تهران آمد، مردم تهران و اطراف، استقبال پرشور ووسيعى از او نمودند، در يكى از جلسات كه سفير روسيه نيز حضورداشت، مردم از آن عالم ربانى كه تاثير نفس عجيبى داشت‏خواستندكه آن‏ها را نصيحت كند. آن بزرگ مرد علم و تقوا خطاب به حاضران‏گفت: «متوجه باشيد كه خداوند در همه جا حاضر است.» همين‏جمله كوتاه آن چنان در مردم اثر كرد كه اشك از چشمانشان‏سرازير شد، و حالشان منقلب گرديد. سفير روسيه، وقتى كه آن‏منظره را ديد در نامه‏اى براى امپراطور روسيه تزارى «نيكولاى‏»چنين نوشت: «تا قشر روحانيون مذهبى در ميان مردم ايران‏هستند، مردم از آن‏ها پيروى مى‏كنند، در اين صورت ما نمى‏توانيم‏بر آن‏ها مسلط گرديم، زيرا يك جمله موعظه آن‏ها وقتى كه آن گونه‏انقلاب روحى در آن‏ها ايجاد كند، قطعا حكم و فتواى آن‏ها نفوذى‏چشم گير و آسيب‏ناپذير خواهد داشت.»
ماجراى فتواى معروف ميرزاى شيرازى نيز نمونه ديگر از رابطه وپيوند محكم مردم با مرجع تقليد و آثار درخشان آن است، خلاصه‏اين ماجرا چنين بود:
درعصر ناصرالدين شاه، يكى از شركت‏هاى انگليسى امتياز كشت‏توتون و تنباكو را در انحصار خود گرفت و اين انحصار طى يك‏قرارداد استعمارى و ننگين به امضاى دولت ايران رسيد، در سايه‏شوم اين امتياز، كشور ايران محل تاخت و تاز اروپائيان مى‏شد، ورگ و ريشه اقتصاد كشور به دست انگليس‏ها مى‏افتاد، و بازتاب‏هاى‏شوم ديگر را به دنبال داشت، مرجع تقليد آن عصر حضرت آيت الله‏العظمى سيدمحمد حسن شيرازى (ره) متوجه شد، اعتراض شديد كرد،ولى دولت مردان ايران به اعتراض او توجه نكردند، او دست‏به‏قلم برد و آن فتواى معروف را صادر كرد كه چنين بود: «امروزاستعمال توتون و تنباكو حرام و در حكم محاربه باامام زمان(عج) مى‏باشد.»
اين فتوا دهن به دهن گشت و به گوش مردم رسيد،آن چنان اثر كرد كه مردم در مدت كوتاهى همه قليان‏ها و چپق‏هارا شكستند، كار به جايى رسيد كه زنان خدمت كار كاخ ناصرى همه‏وسايل دخانيات را كه در داخل كاخ وجود اشت‏شكسته و نابودكردند، روزى شاه قليان طلبيد، تا طبق معمول قليانى بكشد، خدمت‏كار به قليان خانه رفت، ولى با دست‏خالى نزد شاه بازگشت، شاه‏سه بار او را فرستاد، او هر سه بار با دست‏خالى بازگشت، شاه‏كه سخت عصبانى شده بود فرياد زد: قليان قليان! خدمت كار دست‏به سينه به خدمت‏شاه آمد و چنين گفت: «قربان! سرور من! مراببخش در كاخ حتى به عنوان نمونه يك قليان پيدا نمى‏شود، خدمت‏كاران همه قليان‏ها را شكستند و گفتند ميرزا فتوا داده است.»
به اين ترتيب نهضت عظيمى بر ضد استعمار انگليس بر پا شد،ناگزير شركت انگليسى به لغو امتياز انحصار كشت توتون و تنباكوپرداخت و با كمال ذلت، بساط استعمارى خود را در كشور ايران‏برچيد.

پيوند و بيعت مردم با امام خمينى قدس‏سره


در عصر حاضر نيز همه به روشنى مشاهده كرديم كه پيوند مقدس‏مردم با امام خمينى قدس سره چه معجزه بزرگى آفريد، اين‏پيوند دو سويه، و هوشيارى و صلابت رهبرى موجب شد كه امام پس ازپانزده سال تبعيد با استقبال بى نظير در تاريخ ايران، واردكشور شد، و بساط 2500 ساله رژيم ستمشاهى را از بنيان كند و به‏زباله دان تاريخ افكند، چنين معجزه‏اى پس از يارى خداوند، جزنتيجه انسجام مردم و رابطه نيرومند آن‏ها با رهبرشان حضرت امام‏قدس سره نبود.
همين پيوند، موجب تشكيل حكومت اسلامى شد، و باعث دفع شديد دشمن‏در هشت‏سال جنگ تحميلى عراق گرديد، و صدها توطئه‏هاى دشمن، به‏ويژه امريكا را خنثى ساخت.
امام، در بهشت زهرا در فرازى از نطق تاريخى خود به نقش آفرينى‏حضور مردم در صحنه تصريح كرد و فرمود:
«من دولت تعيين مى‏كنم، من به اتكاى اين ملت تو دهن اين دولت‏مى‏زنم.»
امام براى اين پيوند، ارزش بسيار قايل بود، به مردم عشق‏مى‏ورزيد، در مورد شهادت انتحارى شهيد فهميده نوجوان سيزده‏ساله كرجى فرمود: «به من نگوييد رهبر، رهبر آن نوجوان سيزده‏ساله است‏به من خدمتگزار بگوييد.»
براى روشن شدن مطلب نظر شما را به نمونه هايى از پيوند پر شورمردم با امام جلب مى‏كنيم:
حضرت آيت الله خامنه‏اى مى‏فرمود:
«خانمى در تبريز، به من گفت: پسر من در دست عراقى‏ها اسيربوده و اخيرا شنيدم كه پسر اسيرم را شهيد كرده‏اند، آمدم به‏شما بگويم كه به امام بگوييد از بابت‏بچه‏هاى ما ناراحت‏نباشيد، ما سلامتى امام را مى‏خواهيم. وقتى كه من اين سخن را به‏امام ابلاغ كردم، آن چنان قيافه امام متغير شد و اشك از چشمشان‏آمد كه ديدن آن حالت ايشان، انسان را متاثر مى‏كرد.»
يكى از اعضاى دفتر امام ; آقاى محمد حسن رحيميان مى‏گويد: يكى‏از آقايان كه در رابطه با موشك باران‏هاى رژيم عراق به مسجدسليمان به اين شهر رفته و مراجعت كرده بود، به خدمت امام رسيدو چنين گزارش داد: «در جريان اصابت‏يك موشك عراق به مسجدسليمان كه عده‏اى شهيد و زخمى شده بودند، بعد از ساعت‏هاى‏متمادى هنگامى كه هنوز با برداشتن آوارها در جست و جوى كشته‏هاو زخمى‏هاى احتمالى بودند، كودكى خردسال كه به شكل معجزه آسايى‏بعد از اين همه مدت، زنده مانده بود، از زير آوار خارج شد،زخمى و مجروح و خاك آلود، وقتى كه چشمش را به روشنايى باز كردو انبوه جمعيت كمك رسان را ديد، بدون مقدمه باصداى رسا قبل ازهر سخنى فرياد كشيد: «جنگ جنگ تا پيروزى، خدايا خدايا تاانقلاب مهدى خمينى را نگهدار.» امام با شنيدن اين گزارش آن‏چنان تحت تاثير قرار گرفت كه اشك در چشمشان حلقه زد، ونگاهشان را به پايين دوختند و چشمانشان را به هم فشردند.
پيوند و عشق و شور امام با مردم به ويژه، رزمندگان به قدرى‏عاشقانه و شورانگيز بود كه غالبا مردم در پاى سخنرانى امام‏گريه شوق مى‏نمودند، گريه شور و اشتياق حاضران، صحبت امام رامكرر قطع مى‏كرد، جو ملكوتى و عرفانى خاصى فضاى حسينيه جماران‏را فرا گرفته بود. امام هم ساكت‏شده و به شور و شوق‏فرزندانشان نگاه مى‏كردند. سپس به صحبت ادامه مى‏دادند تا اين‏كه فرمود:
«ما افتخار مى‏كنيم كه از هوايى استنشاق مى‏كنيم كه شما از آن‏هوا استنشاق مى‏كنيد...» حاضران به محض شنيدن اين جملات كه‏نشان دهنده تواضع امام به رزمندگان بود، گريه‏هاى بلندسردادند، واقعيت اين بود كه امام و رزمندگان هم ديگر را خوب‏مى‏شناختند و به هم عشق مى‏ورزيدند.
آن گاه كه حضرت آيت الله خامنه‏اى، به سازمان ملل رفته بودند ودر آن جا نطق تاريخى فرمودند، در محضر امام سخن از آن به ميان‏آمد و يكى از حاضران براى امام دعا كرد و گفت: «از بركت وجودرهبر انقلاب اسلامى، اينك اسلام عزيز در مجامع بزرگى چون سازمان‏ملل مطرح است.» امام با تواضع خاص خود فرمودند: «اين ملت‏است كه راه خود را يافته است و مسوولين مى‏دانند چه بايد انجام‏دهند، حال چه من باشم و چه نباشم اين راه ادامه خواهد يافت،اين حضور ملت در صحنه است كه براى ما عزت آورده است.» سپس‏فرمود: «من مطمئن هستم كه ملت ايران در صحنه باقى خواهندبود، حتى چگونگى حضور آن‏ها بيش از اين نيز خواهد شد.»
آرى، با ملاحظه اين فرازها براى همه ما به خوبى روشن مى‏شود كه‏مساله پيوند محكم و عاشقانه مردم با رهبر تا چه اندازه ازاهميت‏بالايى برخوردار است، كه همچون تلاقى الكتريسته‏منفى و مثبت موجب روشنايى تاريكى‏ها و نتايج درخشان ديگر براى‏دوستان و صاعقه‏اى مرگبار براى مستكبران خواهد شد.
نگاهى به عظمت مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله خامنه‏اى
حضرت امام با آن درايت و هوشيارى و شناخت فوق العاده خود، به‏خوبى دوستان لايق را مى‏شناخت، در ميان آن فرزانگان، عنايت‏خاصى‏به مقام معظم رهبرى داشت، او مى‏دانست كه پيوند دو سويه مردم‏با مقام معظم رهبرى، تداوم بخش انقلاب اسلامى خواهد شد، از اين‏رو در فرصت‏هاى مناسب با اشاره و تصريح، اين مصداق عظماى ولايت‏را تعيين مى‏كرد. و به راستى كه چه عميق و زيبا پيش بينى نمود،و چقدر به جا و شايسته به آينده نگريست.
حضرت حجه‏الاسلام والمسلمين آقاى محمد حسن رحيميان، يكى از اعضاى‏دفتر امام پس از بيان نظم و حساب دقيق در زندگى امام،مى‏نويسد:
«چند برنامه به طور استثنايى برخلاف برنامه ريزى و نظم دقيق‏رخ داد، يكى از آن‏ها در مورد حضرت آيت الله خامنه‏اى مدظله بود، وقتى كه امام مطلع شد كه ايشان در اول وقت‏ساعت‏هشت در دفتر حضور دارند. دستور دادند شما كارهايتان را براى‏بعد بگذاريد، به اين ترتيب بر خلاف معمول، اول ملاقات با حضرت‏آيت الله خامنه‏اى، انجام شد، و بعد از آن ما مشغول كار شديم.
در آن زمان ما متوجه دليل اين امتياز و عنايت ويژه حضرت امام‏نسبت‏به آيت الله خامنه‏اى نبوديم، ولى ديرى نپاييد كه با مرورزمان نمونه‏اى ديگر از آينده نگرى و ژرف انديشى امام نمودارشد.»
پس از پيروزى انقلاب، شوراى انقلاب از بزرگانى مانند آيت الله‏شهيد مطهرى، آيت الله طالقانى و... تشكيل شد. يكى از اعضاى‏اين شورا، حضرت آيت الله خامنه‏اى مد ظله بودند.
حضرت امام قدس سره پس از حادثه بمب گذارى و مصدوم شدن‏حضرت آيت الله خامنه‏اى، پيامى دادند، در فرازى از آن پيام‏خطاب به آيت الله خامنه‏اى چنين آمده: «... شما سربازى فداكاردر جبهه جنگ، و معلمى آموزنده در محراب، و خطيبى توانا درجمعه و جماعات، و راهنمايى دل سوز در صحنه انقلاب مى‏باشيد...
اينان (منافقين) با سوء قصدبه شما، عواطف ميليون‏ها انسان‏متعهد را در سراسر كشور، بلكه جهان جريحه دار نمودند...»
حضرت امام در سه نوبت تصريح به رهبرى حضرت آيت الله خامنه‏اى،بعد از خود كردند:
1 مرحوم حجه‏الاسلام والمسلمين حاج احمد آقا، فرزند امام نقل‏كرد:
هنگامى كه حضرت آيت الله خامنه‏اى به كره شمالى سفر كرده بود،امام گزارش‏هاى آن سفر را از تلويزيون مى‏ديدند، آن منظره ديداراز كره، استقبال مردم، و سخنرانى‏ها و مذاكرات ايشان در آن‏سفر، خيلى برايشان جالب بود، فرمودند: «الحق ايشان (آقاى‏خامنه‏اى) شايستگى رهبرى را دارند.»
2 حضرت حجه‏الاسلام والمسلمين هاشمى رفسنجانى فرمود: در جلسه‏اى‏با حضور سه قوه (كه در آن وقت عبارت بودند از: آقاى خامنه‏اى،و آقاى هاشمى رفسنجانى و آقاى اردبيلى) در محضر امام بوديم،آقاى حاج احمد آقا و ميرحسين موسوى نخست وزير وقت نيز بودند،صحبت از اين به ميان آمد كه بعد از رحلت امام، ما مشكل داريم،زيرا ممكن است‏خلا رهبرى پيش آيد، امام فرمودند: «خلا رهبرى‏پيش نمى‏آيد، و شما آدم داريد» گفته شد: چه كسى؟ امام (اشاره‏به آقاى خامنه‏اى كرد و) فرمود: «اين آقاى خامنه‏اى.»
3 نيز آقاى رفسنجانى فرمودند: من به طور خصوصى به حضور امام‏رسيدم، مقدارى روى بازترى داشتم و مطالب را بى پرده مى‏گفتم،در مورد قائم مقام رهبر و مشكلاتى كه پيدا مى‏شود صحبت كردم،باز ايشان با صراحت گفتند: «شما در بن بست نخواهيد بود، چنين‏فردى آيت الله خامنه‏اى در ميان شما است، چرا خودتان‏نمى‏دانيد.»
بحمدالله همان گونه كه حضرت امام با دورنگرى خردمندانه و نيك‏انديشى داهيانه، پيش بينى نمودند، اكنون مقام معظم رهبرى، ازپيوند متقابل بسيار عميق، عارفانه و عاشقانه‏اى با مردم‏برخوردار است، و به راستى كه گويى حضرت امام به صورت جوان‏برگشته و نور و بوى معطر امام از وجود ايشان كه از سلاله سادات‏حسينى هستند آشكار است.
نمونه‏اى از اين پيوند مقدس به تازگى در ماجراى حادثه تلخ كوى‏دانشگاه رخ داد، و ايشان در روز 21 تير امسال (1378ش) درحسينيه امام صحبت كردند، شور و شوق حاضران به قدرى عميق وعاشقانه بود كه در چند مورد صداى گريه شوق حاضران بلند مى‏شد،و آن‏ها نهايت احساسات پاك دينى و غيرت مكتبى خود را به آن‏رهبر بزرگوار نشان دادند، و همه را به ياد جلسات حضرت‏امام(ره) انداختند، و همين جلسه پرشور آن چنان شور و نشورى‏ايجاد كرد و تحولى انقلابى در مردم پديدار ساخت كه در روزچهارشنبه‏23 تير راهپيمايى عظيم و اجتماع ميليونى در تهران وشهرستان‏ها به وجود آورد. به گونه‏اى كه ضد انقلاب و بدخواهان به‏تعبير مقام معظم رهبرى، چون كاغذ مچاله شده، با كمال ذلت عقب‏نشينى كردند اين پيوند مقدس امت و رهبر است كه ضامن استقلال وامنيت كشور است و از نتايج و آثار درخشان حكومت اسلامى در پرتوولايت فقيه است، كه بايد قدر آن را بشناسيم و هوشيار باشيم كه‏هستيم. در غير اين صورت، دشمنان داخلى و خارجى، كشور عزيز مارا به افغانستان ديگر تبديل خواهند كرد، مقام معظم رهبرى، به‏راستى عمود خيمه انقلاب اسلامى هستند، و در حوادث و فراز ونشيب‏ها بارقه اميد براى دل‏ها مى‏باشند و روحى تازه در كالبدهامى‏دمند.
بايد با كمال هوشيارى و تلاش، در عرصه‏ها و صحنه‏ها حضور داشت، وگوش به زنگ براى شنيدن فرمان رهبرى و اجراى آن بود، در اين‏صورت است كه در پرتو چنين پيوند و انسجامى هرگز، جامعه ماآسيب نمى‏بيند، و روز به روز بر رونق انقلاب اسلامى در همه‏ابعادش مى‏افزايد.

+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 3 بعد از ظهر  توسط بنیامین  | 

گزارشي از جواناني که حافظ امنيت شهر هستنند

 نيروي مقاومت بسيج که به عنوان يک نهاد مردمي در سال 1358 به فرمان امام خميني تشکيل شد طي 30 سال گذشته همواره در مراحل مختلف وحساس نقش مهمي را ايفا کرده است. نقش پررنگ اين نهاد مردمي در زمان جنگ وسپس دوران بازسازي کشور نمود قابل توجهي دارد.

به گزارش ايرنا، فعاليت هاي بسيج در عرصه هاي فرهنگي، سياسي و نظامي کشور هميشه نطقه قابل اتکايي براي کشور بوده و اين نيرو در موقعيت هاي حساس در جهت رفع مشکلات فعاليت هاي ارزنده اي کرده است.

يکي از اين عرصه ها نقش مستمر بسيج در تامين امنيت شهرها و نقاط مختلف کشور است که در مواقع بروز مشکلات از جمله آشوب ها خياباني و توطئه هاي منافقين بيشتر به چشم مي خورد.

هرچند بسيجيان بدون هيچ انگيزه دنيوي و صرفا به دليل اعتقاد خود به اين شجره طيبه و اين نظام در اين مواقع حساس و خطرناک حضور پيدا مي کنند، اما عده اي از معاندان نظام همواره سعي در تخريب چهره اين نيروي مردمي دارند و با مطرح کردن عناوين مذمومي از قبيل لباس شخصي ها، نيروهاي خودسر و يا گروه هاي فشار قصد به حاشيه راندن اين مجموعه را دارند.

نيروي مقاومت بسيج براساس وظيف قانوني و ذاتي خود به صورت هماهنگ طي چند روز گذشته در کنترل اغتشاشات تهران و دستگيري اراذل و اوباش کمک قابل توجهي به نيروهاي امنيتي و انتظامي کرده است.

براي درک دقيق تري از عقايد اين افراد پرکار اما کم توقع به سراغ گروهي از بسيجيان که در نزديکي ميدان هفت تير مستقر بودند رفتيم تا به دغدقه هايشان گوش فرا دهيم.عرفان شريفي يکي از بسيجياني که از پايگاه شهيد حصيري ناحيه شهيد بهشتي به ماموريت اعزام شده در مورد دلايل حضورش دراين ماموريت به خبرنگار ايرنا گفت: هرچند طي اين چند ساله بيشتر به کارهاي فرهنگي مشغول بودم اما حضور نظامي قدرتمند در مواقعي که امنيت ملي به مخاطره مي افتتد ضروري است.

وي افزود: بسيج در تمام زمينه ها همواره آمادگي خود را حفظ مي کند و در مواقع لازم حتما حضوري مفيد و قوي در زمينه هاي مختلف خواهد داشت.

هادي کاظم زاده از دانشجويان رشته حسابداري نيز که حضور در عرصه دفاع از مردم در برابر اغتشاش گران را واجب مي داند از "خسته نباشيد" و "خدا قوت" گويي هاي مردم به خود و دوستانش به عنوان بمب روحيه ياد مي کند.

علي اسماعيلي يکي ديگر از اين بسجيان در پاسخ به اين سوال که از ساعت ها ايستادن دراين محل خسته نشده اي،گفت: کسي که با انگيزه الهي و با هدف خدمت به مردم و کمک به ايجاد امنيت شهر کار مي کند خستگي نمي شناسد.

وي درادامه از برخورد برخي جناحي روزنامه ها و جريان هاي سياسي با بسيج گله کرده و افزود: هرچند بسيج از سوي اين قشرها مورد بي مهري قرار گرفته، اما ما با عشق به ولايت تمام اين تهمت ها را تحمل خواهيم کرد.

هاني حسين قلي نيز همين موضوع را مورد تاکيد قرار داد و اظهارداشت: برخي گروه هاي سياسي بسيج را به ماجراجويي و مسايل قبيح ديگر متهم مي کنند اما همگان بايد بدانند قصد بدخواهان ايجاد شکاف در ميان جامعه و نيروي مقاومت بسيج است.

در گوشه اي ديگر سيد جلال موسوي که از ناحيه صورت به دليل پرتاب سنگ از سوي اراذل و اوباش آسيب ديده بود قرارداشت، وي درخصوص اهداف اغتشاشگران مي گويد:متاسفانه بسياري از اراذل واوباش قصد ماهي گيري از آب گل آلود را دارند و در جريان اين ناآرامي ها خسارت زيادي به اموال عمومي به خصوص جايگاه هاي اتوبوس واحد، بانک ها و تلفن هاي عمومي وارد کرده اند، اگر قصد اين افراد سياسي و به انتخابات مربوط بود پس از بيانات رهبري و حمايت اقشار مختلف ازاين مواضع ديگر با آتش روشن کردن و بستن راه، مردم شهر را به زحمت نمي انداختند.

حبيب خيرالدين که عقب تر از بقيه روي سکو نشسته مي گويد: اگر لازم باشد براي حفظ امنيت عمومي جامعه و نقش برآب کردن نقشه هاي شوم بيگانگان و به خصوص جريان هاي سياسي داخلي وابسته به آنان حاضريم ساعت ها در خيابان ها حضور پيدا کنيم.
مصطفي زارعي دانشجوي رشته مکانيک و از ديگر بسيجيان مستقر نيز تصريح کرد: هم اکنون صف مردم عادي از اخلال گران امنيت عمومي کاملا مشخص شده و کساني که به بهانه هاي سياسي قصد خرابکاري داشتند ديگر حاشيه امني در بين مدرم احساس نخواهند کرد.

وي همچنين بر ادامه حضور بسيج درصحنه هاي حساس تاکيد کرد و گفت: براي حفظ تماميت ارضي،امنيت و دفاع از خط امام هميشه آماده هستيم

+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 2 بعد از ظهر  توسط بنیامین  | 

وزارت دفاع مکلف به انتقال پادگان ها از محدوده شهرها شد

 نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، وزارت دفاع و نيروهاي مسلح را مکلف کردند، در صورت موافقت فرماندهي کل قوا نسبت به فروش، انتقال پادگان ها و ساير اماکن تحت تملک از محدوده شهرها به خارج از حريم آنها اقدام کند.

به گزارش خبرگزاری ايرنا، نمايندگان مجلس در جلسه علني روز سه شنبه به بررسي کليات و جزييات لايحه فروش و انتقال پادگان ها و ساير اماکن نيروهاي مسلح به خارج از حريم شهرها پرداختند و موادي از اين لايحه 8 ماده اي را تصويب نهايي کردند.

کليات اين لايحه با 185 راي مثبت، 14 راي منفي، 3 راي ممتنع از مجموع 220 نماينده حاضر به تصويب رسيد.

با تصويب نمايندگان مجلس، وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران مکلفند با درخواست ستاد کل نيروهاي مسلح دولت يا شهرداري ها (از طريق وزارت کشور) در صورت موافقت فرماندهي کل قوا نسبت به فروش (از طريق مزايده يا توافق) و انتقال پادگان ها و ساير اماکن تحت تملک از محدوده شهرها به خارج از حريم آنها با توافق وزارت مسکن و شهرسازي يا شهرداري ها و يا ساير دستگاه هاي اجرايي اقدام کنند.

بر اساس اين مصوبه، در مورد اراضي وقفي نيز مطابق قوانين مربوطه عمل مي شود.

همچنين نمايندگان مجلس تصويب کردند: اماکن نيروي مقاومت بسيج، ناجا، وزارت دفاع و سازمان هاي وابسته و تابعه آن و سپاه انصار، به جر پادگان هاي آموزشي، مراکز توليد سلاح و مهمات و زاغه هاي مهمات آنها و مراکز علمي، پژوهشي، درماني، رفاهي و منازل مسکوني نيروهاي مسلح و همچنين ستاد کل، ستادهاي فرماندهي کل سپاه و ارتش و ستادهاي نيروها از موضوع اين مصوبه مستثني مي باشند.

همچنين در موارد اختلافي، نظر ستاد کل نيروهاي مسلح حاکم است.

نمايندگان مجلس همچنين تصويب کردند: وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و يا نيروهاي مسلح مربوطه براي عرصه پادگان ها و ساير اماکن مشمول که پيش از تصويب اين قانون فاقد سند و بدون معارض بوده، اقدام به اخذ سند مالکيت نمايند.

بر اساس اين مصوبه، صدور سند ماکيت مطابق قانون عمل خواهد شد.

ادارات ثبت اسناد و املاک و ساير مراجع ذيربط نيز موظف شدند برابر مقررات مربوطه با درخواست وزارت دفاع و يا نيروهاي مسلح اقدام لازم را جهت صدور اسناد مذکور انجام دهند.

+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 2 بعد از ظهر  توسط بنیامین  | 

كلام رهبر

كمتر خانواده‏ى شهیدى را من دیده‏ام كه به شهادت فرزند خود افتخار نكند، احساس سربلندى نكند؛ هیچ، شاید هرگز خانواده‏ى شهیدى را ندیده باشیم. به شهداى خودشان افتخار میكنند، حق هم همین است، جاى افتخار هم دارد. نه شما، همه‏ى ما، همه‏ى ملت ایران، همه‏ى مسئولین باید به این مردان دلاور، به این جوانان شجاع افتخار كنند.
و یاد حماسه‏ى دفاع مقدس باید همیشه در كشور ما باقى بماند و جاودانه باشد. بعضى‏ها خواستند، سعى هم كردند كه یاد دوران دفاع مقدس و آن شجاعتهاى بزرگ و آن عظمتها را بتدریج كمرنگ كنند و از یادها ببرند. اینها اگر نادانسته این كار را میكنند، غفلت بزرگى دارند؛ اگر هم خداى نكرده دانسته است كه خیانت است.

+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 2 بعد از ظهر  توسط بنیامین  | 

حضرت ایت الله خامنه ای:

بسیجیان، پرانگيزه‌ترين و باايمان ترين جوانانند‌
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 2 بعد از ظهر  توسط بنیامین  | 

عناوين واحدهاي سازماني بسيج دانش‌آموزي

1.  اميدان بسيج دانش‌آموزي: عنوان سازماني تشكيلات بسيج دانش‌آموزي در مدارس ابتدائي(دبستان) پسرانه و دخترانه كشور است. اين تشكيلات برحسب شرايط و آمادگي دانش آموزان و با سازماندهي و علائم متناسب با شرايط سني آنها تشكيل مي‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 2 بعد از ظهر  توسط بنیامین  | 

وظايف سازمان بسيج دانش‌آموزي

1.     آشنا نمودن دانش‌آموزان كشور با بسيج و ترويج فرهنگ و تفكر بسيجي در بين آنان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 2 بعد از ظهر  توسط بنیامین  | 

مأموريت سازمان بسيج دانش‌آموزي

مأموريت سازمان بسيج دانش‌آموزي به عنوان ستاد مركزي امور مربوط به بسيج در مدارس كشور، در نيروي مقاومت بسيج به شرح زير تعيين شده است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 2 بعد از ظهر  توسط بنیامین  | 

اهداف بسيج دانش‌آموزي

در قانون مصوب سال 1375، موارد زير به عنوان هدف‌هاي بسيج دانش‌آموزي تصريح شده است.

1.     جذب دانش‌آموزان و سازماندهي آنان در قالب واحدهاي بسيج دانش‌آموزي مدارس.

2.     آموزش آمادگي دفاعي دانش‌آموزان.

3.     ايجاد روحيه همياري، مسئوليت‌پذيري و آمادگي دفاع همه جانبه از انقلاب اسلامي در دانش‌آموزان.

4.     گسترش فرهنگ و تفكر بسيجي در بين آحاد دانش‌آموزان كشور.

5.  زمينه سازي براي مشاركت داوطلبانه دانش‌اموزان به طور سازمان يافته در عرصه‌هاي سازندگي، عمراني، دفاعي، امدادي و . . .

+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 2 بعد از ظهر  توسط بنیامین  | 

روز بسيج دانش آموزي

به موجب تبصره 7 قانون تشكيل و توسعه بسيج دانش‌آموزي، مجلس شوراي اسلامي هشتم آبان ماه، سالروز شهادت اسوه دانش آموزان، دانش آموز بسيجي شهيد محمد حسين فهميده را به عنوان روز بسيج دانش آموزي نامگذاري نموده است. به همين مناسبت همه ساله از سوي بسيج دانش‌آموزي و ساير دستگاه‌هاي مربوط به نوجوانان و دانش‌آموزان كشور برنامه‌هاي ويژه‌اي اجرا مي‌شود.

بسيج دانش‌آموزي تنها تشكل دانش‌آموزي مصوب مجلس شوراي اسلامي

در حالي كه حدود 25 سال از پيروزي انقلاب اسلامي مي‌گذرد در بين تشكل‌هاي دانش‌آموزي مختلف( نظير انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزان، هلال احمر، پيشتازان و فرزانگان) كه در سطح مدارس مشغول به فعاليت هستند فقط بسيج دانش‌آموزي است كه ايجاد و توسعه آن به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده است. ساير تشكل‌هاي دانش‌آموزي در كشور يا در شوراي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيده‌اند و يا فاقد اساسنامه مصوب از سوي مراجع رسمي كشور هستند.

+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 2 بعد از ظهر  توسط بنیامین  | 

قانون تشكيل و توسعه بسيج دانش‌آموزي

ماده واحده: به منظور جذب، آموزش و سازماندهي دانش‌آموزان مدارس كشور در ارتش بيست ميليوني و ايجاد روحيه همياري، مسؤوليت‌پذيري و آمادگي دفاع همه جانبه از انقلاب اسلامي و بسط فرهنگ و تفكر بسيجي، واحدهاي پويندگان و پيشگامان بسيج دانش‌آموزي به ترتيب در مدارس راهنمايي و متوسطه پسرانه و دخترانه كشور توسط نيروي مقاومت بسيج سپاه با هماهنگي و پشتيباني وزارت آموزش و پرورش تشكيل مي‌گردد.

تبصره 1 : در مدارس ابتدايي برحسب شرايط و آمادگي دانش‌آموزان واحدهاي اميدان بسيج دانش‌آموزي با سازماندهي و علائم مناسب با شرايط سني آنها تشكيل مي‌گردد.

تبصره 2 : كليه برنامه‌هاي اميدان، پويندگان و پيشگامان بسيج دانش‌آموزي با حفظ درجات مصوب بسيج وتعيين سطوح سه گانه در هر درجه، مناسب با مقطع تحصيلي و در عضويت‌هاي عادي و فعال و ويژه انجام مي‌شود.

تبصره 3 : شوراي هماهنگي و پشتيباني بسيج دانش‌آموزي به منظور هماهنگي لازم و پشتيباني مؤثر از تشكيل، توسعه و تقويت فعاليت‌هاي بسيج دانش‌آموزي و آموزش آمادگي دفاعي مدارس با تركيب اعضاي ذيل تشكيل مي‌شود:

·       وزير آموزش و پرورش به عنوان رئيس شورا

·       فرماندهي نيروي مقاومت بسيج سپاه

·       نمايندگي ولي فقيه در نيروي مقاومت بسيج سپاه

·       معاون پرورشي وزير آموزش و پرورش

·       مسؤول بسيج دانش‌آموزي نيروي مقاومت بسيج سپاه به عنوان دبير شورا

·       يكي از اعضاي شوراي عالي آموزش و پرورش

·       مدير كل امور شاهد و ايثارگران وزارت آموزش و پرورش

تبصره 4 : به منظور پيگيري مصوبات شوراي هماهنگي و پشتيبتني بسيج‌ دانش‌آموزي و نظارت بر عملكرد ستادهاي استان‌ها و كميته‌هاي تخصصي، ستاد اجرايي بسيج دانش‌آموزي با تركيب دو نماينده ايز سوي وزير و معاونت پرورشي وزارت آموزش و پرورش و دو نماينده از سوي فرماندهي و نمايندگي

ولي فقيه در نيروي مقاومت بسيج سپاه تشكيل مي‌شود.

تبصره 5 : وزارتخانه‌هاي دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و آموزش و پرورش مكلفند اعتبار مورد نياز اجراي اين قانون را در سال 1375 از محل‌هاي رديف تقويت بنيه دفاعي(503041) نيروهاي مسلح و سرانه بسيج دانش‌آموزي تأمين و براي سال‌هاي بعد در حدود امكانات عمل نمايند.

تبصره 6 : كليه مؤسسات دولتي و نهادها، ضمن همكاري و حمايت از فعاليت‌هاي بسيج دانش‌آموزي تلاش نمايند در موارد لزوم براي مشاركت داوطلبانه دانش‌آموزان به طور سازمان يافته در برنامه‌هاي مربوطه از طريق بسيج دانش‌آموزي اقدام نمايند.

تبصره 7 : هشتم آبان ماه، سالروز شهادت اسوه دانش‌آموزان انقلاب اسلامي، دانش‌آموز بسيجي شهيد محمد حسين فهميده به عنوان روز بسيج دانش‌آموزي تعيين مي‌شود.

آيين نامه اجرايي اين قانون به 1يشنهاد مشترك وزارتخانه‌هاي آموزش و پرورش و دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و ستاد كل نيروهاي مسلح تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.

قانون رسيد قانون فوق مشتمل بر ماده واحده و هفت  تبصره در جلسه علني روز يكشنبه مورخ نهم ارديبهشت ماه يك هزار و سيصد و هفتاد و پنج مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 2/2/1375 به تأييد شوراي نگهبان رسيده است.

+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 2 بعد از ظهر  توسط بنیامین  | 

تاريخچه تشكيل بسيج دانش‌آموزي

با صدور فرمان تاريخي حضرت امام خميني«ره» در پنجم آذر ماه سال 1358 مبني بر تشكيل بسيج مستضعفين، پايگاه‌هاي مقاومت در مساجد، حسينيه‌ها، ادارات، كارخانجات و مدارس به صورت خودجوش و مردمي شكل گرفت. با واگذاري مسئوليت بسيج به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران اسلامي، پايگاه‌هاي مقاومت بسيج در مدارس نيز همچون ديگر اقشار بسيج براي جذب، آموزش و اعزام دانش‌آموزان واجد شرايط به جبهه‌هاي  جنگ حق عليه باطل فعال شدند كه در اين ميان نقش معلمان و فرهنگيان بسيجي ستودني است.

در دوران هشت سال دفاع مقدس(31/6/59 تا 31/6/67) بيش از 550 هزار نفر از دانش‌آموزان به دفعات مكرر به جبهه‌ها اعزام شدند كه بيش از 36000 نفر شهيد و مفقود الاثر، 2853 نفر جانباز و 2433 نفر آزاده تقديم دفاع از انقلاب اسلامي و كشور عزيزمان ايران كردند.

حضور حماسي دانش‌آموزان در سالهاي جنگ تحميلي عراق عليه ايران نه تنها موجب گرمي و موفقيت جبهه‌ها شد بلكه شور و نشاط ويژه‌اي در داخل مدارس راه‌اندازي بسيج دانش‌آموزي در مدارس خودشوند وبدين ترتيب هسته‌هاي اوليه تشكيلات بسيج دانش‌آموزي در مدارس تشكيل و در مدت كوتاهي تبديل به گسترده‌ترين تشكل دانش‌آموزي كشور گرديد.

با توجه به توسعه سريع و ضرورت قانونمند شدم اين تشكل دانش‌آموزي، در

سال 1371 توافقنامه‌اي بين وزارت آموزش و پرورش ونيروي مقاومت بسيج تنظيم گرديد كه به موجب آن چگونگي تهماهنگي و گسترش بسيج دانش‌آموزي در مدارس كشور تعيين شد. از آنجا كه اين توافقنامه فقط بين بسيج و وزارت آموزش و پرورش بود براي تقويت و توسعه بسيج دانش‌آموزي ضرورت داشت تا ساير دستگاه‌ها نيز مشاركت داشته باشند فلذا با همكاري اين دو دستگاه در سال 1375 پيشنهادي به مجلس شوراي اسلامي ارائه شد كه مجلس محترم ضمن بررسي و اصلاح، آن را در تاريخ 9/2/75 به تصويب رساند و از آن به بعد قانون تشكيل و توسعه بسيج دانش‌آموزي جايگزين توافقات قبلي گرديد

+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 2 بعد از ظهر  توسط بنیامین  | 

رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام حضرت آيت‌الله هاشمي رفسنجاني:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 2 بعد از ظهر  توسط بنیامین  | 

ولی امر مسلمین جهان حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي (مدظله العالي):
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 2 بعد از ظهر  توسط بنیامین  | 

بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره):


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/04/05ساعت 1 بعد از ظهر  توسط بنیامین  |